کمونیسم, علم شرایط رهایی پرولتاریاست
اجرای عمل آزادسازی جهان, رسالت تاریخی پرولتاریاست

رابطۀ من با پیرامونم، آگاهی من است


 نتایج بیکاری

وسیله کار با ماشینیسم شیوه وجودی مادی ای بدست می آورد, که جانشین شدن نیروهای طبیعی را بجای قوه انسانی و بکار بردن آگاهانه علوم طبیعی را بجای کار عادت شده روز آزمون, ایجاب میکند.
از این رو ماشینیسم, بنایی راپی ریزی نمود که جانشین اعصاب و عضلات میلیونها انسان گردید, ولی وی  در عین حال کار انسانهایی را که تابع حرکت وحشتناک آن هستند بنحوی شگفت انگیز افزایش داد.
با استقرار ماشینیسم, کارگر برای نخستین بار علیه وسیله کار میشورد.وسیله کار کارگر را هلاک میکند. بویژه هر بار که ماشینهای تازه وارد با شیوه بهره برداری پیشه وری یا صنفی رقابت میکنند این تضاد مستقیم محسوس تر نمایان میشود. ولی در درون صنعت بزرگ نیز تکامل پروسه ماشین الات و پیشرفت سیستم خودکار تاثیرات همانندی بوجود میاورد.هدف دایمی ماشینیسم تکامل یافته اینست که کار دست را کم کند و یا بعبارت دیگر حلقه ای از زنجیر تولید کارخانه را بوسیله تعویض دستگاههای انسانی با دستگاههای آهنی تکمیل نماید.
بنا بر این در کارخانه خودکار, گرایش برابر ساختن و هم سطح نمودن کارهایی که کمک ماشینها باید انجام دهند, جانشین سلسله مراتب کارگران متخصص را میگیرد.بطور عمده تفاوتهای طبیعی سن و جنس, جانشین تمایزهای مصنوعی کارگران جزکار میگردد.
نظر باینکه حرکت تمام کارخانه از ماشین ناشی میشود نه از کارگر, لذا تعویض افراد میتواند دایما وقوع یابد بدون اینکه پروسه کار قطع گردد.
نخستین نتیجه ماشینیسم, بزرگ کردن اضافه ارزش و در عین حال ازدیاد حجم محصولی است که اضافه ارزش در ان تجلی پیدا میکند.
از انجاییکه انسان بر مبنای نقش در تولید اجتماعی(در عرصه های پنجگانه تولید یعنی : تولید وسایل معیشت, تولید وسایل تولید, تولید مثل, تولید روابط اجتماعی و تولید اندیشه) تعریف میگردد,نقش انسان, با پیشرفت علوم و تکنیک در عرصه های تولید روابط اجتماعی و تولید اندیشه جایگاه ویژه پیدا میکند و با حاکمیت پیدا کردن ماشین در مراحل مختلف تولید, درعرصه های تولید وسایل معیشت, تولید وسایل تولید و تولید مثل(لقاح مصنوعی ),نیرو انسانی در این عرصه ها ازاد میکند که به تبع آن,  انسان راباید به خود و طبیعت تزدیکتر کند.
ولی در شیوه تولید سرمایه داری که  اصل و مبنا حرکت  سرمایه و کسب سود بیشتر مورد نظر است, انسان خود وسیله ای میگردد در خدمت به سرمایه و بنده آن.
سر چشمه این تضادها و تناقضات نه در خود ماشین بلکه در شیوه سرمایه داری استفاده از انست:
-  ماشین بخودی خود زمان کار را کوتاه میکند در حالیکه استفاده سرمایه داری از آن موجب دراز شدن روزانه کار میشود.
-  ماشین بخودی خود کار را آسان میکند در صورتی که استفاده سرمایه داری از آن موجب تشدید آهنگ کار میگردد.
-   ماشین بخودی خود پیروزی انسان بر نیروی طبیعت است ولی استفاده سرمایه داری از آن قدرت طبیعت را بر انسان چیره میکند.
-  ماشین بنفسه موجب توانگری تولید کننده است در صورتی که استفاده سرمایه داری از آن موجب مستمندی اوست.  
- سرمایه به نیروی کار (کارگر)در شیوه تولید سرمایه داری در عرصه های تولید پنجگانه یعنی:تولید وسایل معیشتی, تولید وسایل تولید,تولید روابط اجتماعی, تولید مثل و تولید اندیشه بعنوان ابزارمینگرد و بنابر اقتضای شرایط تاریخی سرمایه در جهت کسب ارزش اضافه و سود,در انتخاب کاراترین نیروی کار اقدام میکند.و نیروی ناکارا را از عرصه های تولید کنار زده و به سپاه ذخیره کار تبدیل میکند.  
-  تقاضای کار و رشد سرمایه یکی نیستند, چنانچه عرضه  کار و نمو طبقه کارگر یکی نیستند.
-  هر چند انباشت سرمایه از سویی بر تقاضای کار می افزاید, از سوی دیگر عرضه کارگرانی را که "آزاد ساخته است" افزایش میدهد, و در عین حال فشار غیر شاغلین بر کارگران شاغل, اینان را وادار میکند که مقداربیشتری کار روان سازند و لذا تا حد معینی عرضه کار را ار عرضه کارگران, مستقل میسازد.
-  حرکت عرضه و تقاضای کار, استبداد سرمایه را بر این بنیاد تکمیل میکند.
-  محکوم ساختن بخشی از طبقه کارگر به بیکاری اجباری با توسل بکار طاقت فرسای بخش دیگر و بالعکس, وسیله توانگر شدن انفرادی سرمایه داران میگردد و در عین حال تولید سپاه صنعتی ذخیره را بمقیاسی که با پیشرفت انباشت اجتماعی متناسب است تسریع میکند.
-  اضافه جمعیت نسبی پاشنه ایست که قانون عرضه و تقاضای کار بر روی آن میچرخد.
-  در دوره های رکود و رونق میانه, سپاه ذخیره صنعتی بر سپاه کارگران فعال فشار وارد میکند و در دوران سرریز و اوج بخواستهای آنان لگام میزند.
راه حل:
تقدس سرمایه, امری جدایی ناپذیر ازببینش  بورژوازی است که در تمامی عرصه های این شیوه تولید خود را بنمایش میگذارد و تا زمانی که درمبارزه طبقاتی, طبقه کارگر با سر بورژوازی حرکت میکند, نمیتواند در جهت سازماندهی یک سازمان نوین اجتماعی حرکت نماید و در مقابل شیوه تولید سرمایه داری بایستد.این کله سرمایه داری و در عقب مانده ترین شکل آن یعنی تفکر فئودالی و یا عشیره ای, تا زمانیکه بر تن طبقه کارگر قرار گرفته, طبقه کارگررا  بعنوان ابزار, پای در زنجیر و در خدمت سرمایه قرار میدهد که نتیجه آن هر چه بیشتر :افزایش استثمار,بیکاری و فقیرتر شدن روز افزون طبفه کارگر است.
 
پائیز ۱۳۸۴

فهرست

 


کمونیستهای انقلابی

http://www.k-en.com

  info@k-en.com

صفحه اول
Aab va hava