سوسیالیسم
کمونیسم, علم شرایط رهایی پرولتاریاست
اجرای عمل آزادسازی جهان, رسالت تاریخی پرولتاریاست

رابطۀ من با پیرامونم، آگاهی من است

معدنچیان آفریقای جنوبی یاد قربانیان واقعه ماریکانا را گرامی می دارند

۱۶ آگوست ۲۰۱۳

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player


اخراج ۱۲ هزار کارگر معدن پلاتین در آفریقای جنوبی

۵ اکتبر ٢٠١٢

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player


معدنچیان آفریقای جنوبی مدیران را عقب نشاندند

١٨ سپتامبر ٢٠١٢

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player


 

امروز همزمان با سخنرانی جاکوب زوما در پارلمان بعد از چند هقته سکوت و خط و نشان کشیدن برای کارگران معادن آفریقای جنوبی، کارگران معدن ماریکانا پیروزی نسبی خود را جشن گرفتند. اما، امضاء کننده قرار داد از طرف کارگران گفت: " امضاء این قرار داد به ما نشان می دهد که هنوز  برای بهبود در زندگی کارگران در آفریقای جنوبی  تا چه اندازه مبارزه گسترده و عمیقی لازم و ضروری است."،گفتۀ این کارگر حکایت از شم و درک طبقاتی او از یکطرف و اوضاع اسفناک و نکبتبار کارگران از طرف دیگر دارد. این گفته را در برابر بیانیه تهدید آمیز وزرای امنیت و اطلاعات و فرهنگ آفریقای جنوبی قرار دهید که با " دولت دیگر تحمل این قانون شکنی ها، اعتصابات وحشی و تهدید با سلاح و کشتن افراد را... ندارد." آغاز می گردد که همین امروز بعد از سخنرانی رئیس دولت در پارلمان صادر شده است، قرار دهید، آنگاه اوضاع اجتماعی و سیاسی آفریقای جنوبی برایتان آشکارتر می شود. این وزرای دولت دمکراتیک آفریقای جنوبی هیچ شرمی نداشتند که بیانیه خود را با قوانین باقی مانده از دوران آپارتائید مزین کنند. با کشتار 45 نفر از کارگران بوسیله نیروهای سرکوبگر این دو لت باز هم برای چندمین بار این گفته کارل و لنین را گوشزد کردند که « دولت  اساس ان ابزار و دستگاه سرکوب طبقاتی طبقه حاکمه بر علیه طبقه و طبقات محکوم است." و پارلمان بورژوازی محلی است برای تصویب  و شکل قانونی دادن به تصمیمات گرفته شده در جای دیگر جناح های مختلف طبقه سرمایه دار برای سرکوب کارگران است. این واقعیات  که کارگرن معدن طلای سفید در ماریکانا، خود را مجبور می بینند که 22% افزایش حقوق به جای بیشتر از 122% افزایش حقوق  در خواستی برای اینکه یک زندگی با استاندارد حداقل امروزی  داشته باشند، خود را راضی نمایند و آنهم بعد از این کشتار وحشیانه که فقط می تواند برای طبقه کارگر آفریقای جنوبی یادآور قتل عام های دوران حکومت سفید پوستان نژاد پرست از کارگران معادن باشد، بیان کننده روشن و واضح  کمبود عمده و اساسی جنبش طبقه کارگر نه تنها در آفریقای جنوبی بلکه در سطح جهان سرمایه سلارِ امپربالیستی  و انسانکش امروزی یعنی داشتن تشکلات طبقاتی و سوسیالیستی واقعی مانند نهادها، ارگانهای کارگری چون شوراهای انقلابی کارگران و حزب کمونیست کارگران می باشد که از دورن مبارزه طبقاتی حی و حاضر  طبقاتی جوشیده و بوسیله کارگران سوسیالیست و با استراتژی لغو شرایط موجود اجتماعی که با سرنگونی قهرآمیز دولت کنونی بورژوازی در تمام اشکال آن و بر قرار کردن دولت شورائی کارگران و زحمتکشان ( دیکتاتوری پرولتاریا) همراه است، ایجاد گردد. مارکس  در  DÖDسخنرانی  هایش در جلسات انتر ناسیونال اول گفته بود : "کارگران اروپا  برای اینکه میارزه شان به پیروزی برسد نیازمند یک حزب  کمونیستی نه تنها کشوری بلکه  در سطح بین المللی هستند.»، نقل بمعنی، امروزه داشتن چنین حزبی از ضروزیات فوری  و اولیه طبقه کارگر جهانی برای نجات اش که رهائی جامعه است، می باشد. به امید ایجاد چنین  حزبی!
توجه شما را  به ترجمه ی زیر جلب می کنم. من در اینجا نیز تمام سعی خود را کرده ام که مقصود نویسنده را برسانم، امیدوارم که  موفق شده باشم.
حمید قربانی- 19- 9- 2012
ماریکانا: اعتصاب می تواند پایان یابد، اما مبارزه ادامه دارد!
آفریقای جنوبی 19 سپتامبر 2012  - دیلی ماویریک(DAILLY MAVERICK )
Description: http://dailymaverick.co.za/photos/cache/2012-09-19-cfakepathmandy-marikana-over-main-706-410.jpg
عکس : منطقه مارک هی وود درماریکانا. درگفتگو با زنان ووندرکوپ- جان پینار
کارگران اعتصابی معدن طلای سفید لونمین توافق خود را با افزایش دستمزد ارائه داده شده از طرف مدیریت  شرکت اعلام نموده و گفته اند  که آنها، روز 5 شنبه به سر کارهایشان بر خواهند گشت. اما مبارزه و کمپین برای اجرا شدن عدالت و بهتر نمودن  شرایط  زندگی در شمال غربی شهر هنوز خیلی به پایان اش مانده است.
نوشته شده بوسیله کاندی د والّ

در جشن کارگران پیروز ماریکانا در استادیوم ورزشی با فریاد به سلامتی و سوت کشیدن و با رقص  و پایکوبی خبر پذیرش  افزایش 22% حقوق دعوتی مدیریت شرکت لونمین  از سوی کارگران اعتصابی اعلام شد. بعد از 5 هفته اعتصاب همراه با درگیریهای متعدد و شدید با پلیس که منجر به جان یاختن 45 کارگر شد، کارگران اعلام کردند که  دعوت افزایش یافتۀ حقوق  از طرف مدیریت را  پذیرفته اند، خیلی ها این را نشانه ای از پایان بافتن اعتصاب می دانند.
سوی وی در لونمین می گوید رهبری نمی تواند اعلام کند که اختلاف پایان یافته است،چون هنوز رهبری رسمی قرار داد را امضاء نکرده است. اما با این حال به سراسر جهان مخابره شده که « کارگران آفریقای جنوبی معدن لونمین قرار داد را پذیرفته و به اعتصاب پایان می دهند.».
گزارشگر رویترز گزارش داد که رهبری شرکت لونمین کارگران را به 22% افزایش حقوق دعوت نموده و این می تواند نشانه ای مرکزی برای تمام بخش های معادن باشد. "  اکنون مسئله کلیدی این است که 22% افزایش حقوق می تواند  تمام رشته معدن را در برگیرد وبه همه جا سرایت نماید. این نمی تواند مزه خیلی خوبی برای رشته ای باشد که اکنون خود را در مضیقه از نظر مخارج تمام شده برای تولیدات خویش می بیند. این می تواند برای رشته فلزات طلائی در بازار جهانی خبر خوبی نباشد.  روبترز و پایان فاکت
اما در حالیکه از طرف سازمان خبر رسانی لونمین این اتنطار می رود که اعلام پایان اعتصاب را بکند، از طرف کمیته همبستگی با ماریکانا این سخن شنیده می شود که مبارزه و کمپین هنور خیلی به پایان اش مانده است. « کمپین ادامه دارد.»، این را یکی از کارگران معدن لونمین و عضو کمیته هبستگی می گوید.  « هدف کمپین این است که کارگران را کمک کند. در ماریکانا انسانها کشته شده اند. چیزی باید انجام گردد. این کمپین برای اجرای عدالت برای مردم در ماریکانا می باشد. ما می خواهیم و مصرانه درخواست داریم که مفصرین  اصلی در برابر کتاب ( دادگاه ) قرار گیرند و عدالت اجرا گردد. ما وظیفه و مسئولیت داریم که عدالت را اجرا کنیم تا بدین وسیله  آفریقای جنوبی به یک جامعه دمکرات واقعی تبدیل شده وهمچنین  آفریقای جنوبی را بعنوان یک کشور از غرق شدن در منجلاب نجات دهیم. این را مولی باسانی برای خبرنگار دیلی ماوی ریک ( DAILLY MAVERICK ) تعریف می کند.
این کمیته همبستگی در ماریکانا، کارهائی زیادی را باید انجام دهد. مهمترین آنها کمک به خانواده ها است، که از بیماری  و آسیب های روانی (traumatised ( )نجات یابند، این  انسانهای زحمتکش واقعن به مراقبت، راهنمائی و کمک نیاز دارند،  ما همچنین می باید مواظب باشیم که کمیسیون دولتی حقیقت یاب به وظایف خویش عمل کرده و در این پروسه عدالت اجرا گردد.
مولی باساتی ادامه می دهد: در ماریکانا هنوز مردم زیادی از طرف پلیس مورد اذیت و آزار هستند. باید به این اعمال سرکوبگرانه خاتمه داده شود. " در هفته های گذشته انسانهای زیادی بوسیلۀ پلیس از خانه هایشان بیرون کشیده شده و باز داشت گردیده  و مورد تیراندازی قرار گرفته اند. ما باید امنیت را در ماریکانا تضمین نمائیم.  و باید اقداماتی را انجام دهیم که به خشونت پلیسی در ماریکانا خاتمه داده شود. او به این مسئله نیز اشاره می کند که « کار زیاد است. خیلی از مردم به کمک پزشکی و بهداشتی نیازمندند. باید شرایط استاندارد زندگی کارگران را بویژه و تمام جامعه را در کل در نظر بگیریم. بعد از این، مسئله رشد بیکاری افرایش یابنده در میان زنان و همچنین بیسوادی آنان است.. ما باید کمک کنیم که برنامه ای اجرا گردد که انسانها با حقوقی که دربافت می کنند از یک  استناندارد زندگی شرافتمندانه برخوردار شوند."
او همچنین می گوید که ماریکانا باید موجب تجدید نظر در شرایط کاری و حقوق کارگران معدن درکل آفریقای جنوبی شود. چیزی که در لونمین اتفاق می افتد باید بعنوان نمونه ای برای همه کارگران آفریقای جنوبی باشد " ماریکانا می تواند محکی برای همه کارگران باشد".
کارگران و زنانی  که به ملاقات هیئیت های جامعه مدنی، وکلای مدافع حقوق انسانی و دانشگاهیان در کلیسا وندرکوپ آمده بودند.از مسائلی گفتند و احساساتی را  برانگیختند که درک کنیم آنها بخشی ازیک مبارزه بزرگتری هستند که در ماریکانا درجریان می باشد.
« ما در پی ساختن یک همبستگی و یاری رسانی قوی هستیم که نه فقط برای فردا صبح، بلکه برای هفته ها و سال های در پیش لازم و ضروری است، زیرا که تصمیم گرفته ایم که شرایط زندگی را تغیر بنیادی دهیم»، این را یکی  از اعضای هئیت منطقه ی 27 مارک هی وود می گوید. آنها بخشی  از اعضای هئیت شهروندان می باشند که برای ملاقات، دادن یاری، کمک به و اعلام همبستگی با زنان و کارگران به ماریکانا آمده اند. سازمانهائی  که در کمپین همبستگی  هستند عبارتند از:  سازمان حقوق اقتصادی و اجتماعی، سازمان جنسیت و عدالت، سازمان مطالعه در فقر و نابرابری، دانشجویان  قانون و عدالت و کمپین فعال حقوق بشر
زمانی که ما با اعضای گروه مارک هی وود   ملاقانت می کنیم، آنها  یک کپی از قانون اساسی آفریقا جنوبی  را به ما می دهند و می گویند: « قانون اساسی آفریقای جنوبی بهترتن سلاح  در دست ما است. قانون اساسی خیلی نیرومندتر از جاکوب زوما است، اما قانون اساسی زمانی می تواند این سلاح باشد که شما خود را گرد آن سازمان دهید و اینکه خود را پیرامون حقوق اساسی خود سازمان دهید. ماریکانا نمی تواند آن مکانی اشد که در آن قانون اجرا نشود."  ( حکومت وحشت برقزار گردد و گردیده است - مترجم).
گروه هی وود به ما گفت که آنها می دانند که مردم ماریکانا اکنون  از پلیس وحشت دارند و بیزارند، اما  آنها همچنین گفتند که منطقه 27 می تواند به  کارگران  در جهت احقاق حقوق شان مانند حق آزادی بیان، سازمان دادن و حق تشکیل اتحادیه به طور قانونی کمک و یاری رساند که خود را در مرض خطر نبینند.
زنانی که در این نشست شرکت نموده بودند برای ما  از تهدیدات و سرکوب های وحشیانه پلیسی می گویند . یکی از زنانی که از ترس پلیس و اینکه بازداشت گردد خود را معرفی نمی کند، می گوید » پلیس خیلی خیلی سریع است»، « هنگامی که  در روز شنبه آنها به ما تیر اندازی کردند حتا ما مجال ثبت شماره ماشین ها را نیز نداشتیم. ».
یکی دیگر از زنان می گوید « ما زنان در ماریکانا در امان نیستیم . ما از پلیس وحشت داریم.  این ها، همان پلیس هائی هستند که به طرف کارگران اعتصاب کننده شلیک کردند. آنها به داخل ماریکانا می آیند.»
احساسات زنان واقعن قابل بیان نیستند و در قالب کلمات نمی گنجند. « این دولت ما را رها کرده است، به ما اهمیتی نمی دهد." یکی دیگر از آنها این را می گوید و ادامه می دهد « این دولت به ما  اصلن توجه نمی کند، دولت ما را تنها گذاشته است. حتا دولت به اینجا برای یک معذرت خواهی از ما نیامد. تنها کسی که  آمد جولیوس مالیما بود ( رهبر برکنار شده ی سازمان جوانان کنگره ملی آفریقا- مترجم)که آنها او را برگرداندند. ما اکنون بی والدین هستیم و ول شده، کسی به ما کاری ندارد. کسی خود را به  ما مشغول نمی کند.»
اما زمانی گه نشست کار خود را آغاز می کند، واقعن می توان فهمید که سازمانهای شرکت کننده در کمپین همبستگی مایل هستند به مردم در ماریکانا یاری رسانند و کمک کنند. با کمپین همبستگی با ماریکانا ، کارگران و زنان می تواند  ووندرکوپ سازمان یابد، زیرا که این احساس و درک موجود هست که اتفاقی که در این جا و برای  معدن کاران شمال غربی شهر رخداده است از خود ماریکانا  بزرگتر است.
دو باره و دوباره هر چه کارگران و زنان  و فعالین اجتماعی بیشتر حرف می زنند، بیشتر دخالت می کنند، احساس اینکه این شروعی برای یک مبارزۀ گسترده و عمیقی است که در آینده بعنوان کاتالیزور عمل کرده و زندگی کل کارگران معدن را تغییر می دهد. این یک پراکسیس کارگری است که آغاز شده است و می رود  که تغییربنیادی ایجاد نماید، اکر هر چند  که افراد مسئول در این دولت و کنگره ملی آفریقا  که خود این را آفریده اند به آن اهمیتی ندهند و بی تفاوت بخواهند از کنار آن بگذرند.
در این رابطه بیشتر بخوانید:

Striking South Africa platinum miners agree deal with Lonmin
Miners to return to work after pay rise ends five weeks of bitter industrial action during which 45 people were killed
http://www.guardian.co.uk/business/2012/sep/18/strike-south-africa-miners-deal-lonmin
The strike is over: Lonmin strikers accept 22% pay increase
Rock drillers at Lonmin's Marikana mine have accepted a 22% overall pay increase to end more than five weeks of crippling and bloody strikes
http://mg.co.za/article/2012-09-18-lonmin-strikers-accept-22-pay-increase
Marikana: Social scientists seek understanding and demand justice
http://dailymaverick.co.za/article/2012-09-18-marikana-social-scientists-seek-understanding-and-demand-justice

 


تظاهرات بزرگ معدنچیان آفریقای جنوبی -۵ سپتامبر ۲۰۱۲

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player


پرونده کشتار معدن چیان در آفریقای جنوبی وارد مرحله‌ای تازه شد ٣؍٩؍٢٠١٢

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player


Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player


 

کشتار ۳۴ (۳۶) نفر از کارگران معدن در اطراف معدن ماریکانا در نزدیکی ژوهانسبوگ-27-8-2012


Sydafrikanska gruvarbetare sköt ihjäl - Detta var mord!
Skrivet av Rob Sewell Onsdag, 22 Augusti, 2012

مترجم-حمید قربانی
کشتار 34  نفر از کارگران معدن در اطراف معدن ماریکانا در نزدیکی ژوهانسبوگ با درد، نفرت و بیزاری عمومی روبروشده است. به قتل رساندن یک عده کارگر در هم شکسته از اینکه مدیریت  برای ناامید و به تسلیم  کشاندنشان از مذاکره  با آنها خود داری می کند، عملی بغایت جنایت کارانه است. این قتل عام و ایجاد حمام خون را فقط می توان با کشتار های سال های دهه 1980 در زمان رژیم نژاد پرست (آپارتائید ) درآفریقای جنوبی مقایسه نمود که در شهرهای شاپر ویله، سوتو و کمپ اتفاق افتاد. تا حمله و قتل عام، روز پنجشنبه، البته 10 نفر دیگر از کارگران براثر حملات پلیس به قتل رسیده  و 234 نفر دستگیر شده بودند.

قتل عام کارگران بوسیله پلیس در ادامه سیاستی بود که بعد از ماهها اعتصاب برای به زانو در آوردن کارگران مدیریت شرکت از مذاکره نمودن با اعتصابیون خود داری کرده بود. صدها پلیس مجهز به سلاحهای سنگین  نشسته درماشین های کوچک نظامی معدن را محاصره کرده و همچنین از هوا بوسیله هلی کوپتر منطقه را همیشه تحت نظر گرفته بودند.

3000 کارگر معدن لونمین ماریکانا برای افزایش حقوق شان دست به اعتصاب زده بودند. این معدن، سومین معده تولید کننده پلاتین در سطح جهان است .معدنی که صاحبان آن سرمایه داران چند میلیتی اند و دفترش در لندن قرار دارد. اکنون مدیران و سرمایه داران بقیه کارگران را تهدید به اخراج کرده اند اگر که آنها فوری به سرکارهایشان بر نگردند، با این وجود هنوزدو سوم کارگران از رفتن به سرکار خودداری نموده اند.

کارگران معدن که اکنون حقوقشان 4000 راند برابر با 300 یورو در ماه است، خواستار افزایش آن به 12500 راند هستند. اعتصاب با درخواست سنگران شروع شد که در زیر زمین ها با سنگبرهای 25 کیلوگرمی کار می کنند که وحشیانه سنگ می برند و باید هر شیفت 8 ساعت کار کنند. هنگامی که یک سنگ پرت شده ویا می افتد، این سنگبر است که سنگ با او برخورد کرده و اولین قربانی است که در این مواقع انگشتان و یا زندگی اش را از دست می دهد. کار سنگبران خطرناکترین شغل این رشته است. بدین دلیل است که آنها مصممانه به نبرد و مبارزه ادامه می دهند. یکی ازکارگران اعتصابی کایزر مدیبا می گوید:  « انسان ها کشته شده اند و ما چیز بیشتری برای از دست دادن نداریم... ما به مبارزه خود ادامه می دهیم،زیرا که مبارزه ما یک مبارزه برحق و پس قانونی برای  حقوق و دستمزدی ا ست که با آن بتوان زندگی کرد. ما بهتر است که مانند رفقای مان کشته شویم تا اینکه از مبارزه دست برداریم.»
یک سنگبر می گوید « بهتر است که انسان بمیرد تا برای این گو کار کند....من در فکر پایان دادن بمبارزه نیستم. ما مبارزه می کنیم تا اینکه به آنچه که خواسته ما است، برسیم. آنها چیزی بما نگفته اند، ولی پلیس می تواند  سعی کرده وما را به قتل برساند، ما تکان نمی خوریم.»
رئیس جمهور جاکوب زوما یک کمیته تحقیق فرمان داده است. همزمان اخطار به آرامش داده، بدون اینکه کسی را مقصر بداند.
پشت اعتصاب اتحادیه جدا شده از اتحادیه میانه رو (تو بخوان طرفدارسازش و صلح طبقاتی- مترجم) ملی کارگران معادن که با آن در رقابت است و ملیتانت، اتحادیه کارگران معدن بانام مختصر (AMCU ) قرار دارد که از اعضای اخراجی اتحادیه ملی کارگران معدن تشکیل یافته است. 

اتحادیه کارگران معدن، اتحادیه ملی کارگران معدن را متهم به این می کند که برایش بیشتر از اینکه منافع و حقوق کارگران مطرح باشد، سیاست و مزایا شخصی مطرح است. نوم (NUM ) در حقیقت رهبرانی خوبی برای کنگره ملی آفریقا تربیت کرده و به مرکز فرستاده است که اکنون از مزایای عالی برخوردار هستند. مانند رهبر سابق  اتحادیه کارگران معدن آقای سری رامافوسا رهبر سابق اتحادیه ملی، منشی حزب کنگره ملی آفریقای جنوبی، او، هم اکنون یکی از اعضای هئیت مدیره شرکت لونمین است.
اعتصاب بزرگترین ضربه را به اتحادیه و از آنجا به حزب کنگره ملی آفریقای جنوبی می زند که دستی درایجاد این شکاف طبقاتی در بزرگترین اقتصاد آفریقا دارند. بعد از پایان  رژیم آپارتائید حزب کنگره ملی آفریقای جنوبی نه تنها  به مشکلات پایان نداده، بلکه بر آنها افزوده است. اکنون 40% از جمعیت آفریقای جنوبی با روزی دو و نیم دلار آمریکائی زندگی می کنند.
جولیوس مالما،رهبر اخراج شده ، سازمان جوانان کنگره ملی آفریقا ی جنوبی با تشویق تودههای کارگر معدن روبرو می گردد، هنگامی او تعریف می کند که آقای زوما بیشتر از اینکه به کارگران فکر کند، در اندیشه حفظ منافع صاحبان معدن است. منافع زوما، منافع صاحبان معدن است. به گفته او بریتانیائی ها صاحب این معدن هستند.  او می گوید: « بریتانیائی ها از معادن ما سود می برند.... این بریتانیائی ها نیستند که می میرند، این ها برادران سیاه پوست ما هستند. اما نه آن برادرانی که بوسیله رئیس جمهور زندگی شان تأمین می شود.در عوض او در اتاق هائی با هواکش های عالی با سرمایه داران ملاقات می کند.
«رئیس جمهور به پلیس فرمان داد که با تمام نیرو دخالت نماید. او پلیس را برای برگرداندن آرامش نفرستاد. او در کشتار برادران ما شرکت کرد و قاتلان را ارج نهاد، بدین دلیل او باید استعفا دهد. حتا رژیم آپارتائید این اندازه انسان نکشت. ... از همین امروز اگر کسی از شما سئوال کرد که چه کسی رئیس جمهور شما است. شما باید بگوئید ما رئیس جمهور نداریم. »
مالیما در خواست ملی کردن معادن را بویژه بعد از وقایع ماریکانا و اوجگیری نارضایتی ها دارد.
: « برخورد مدیران و رئوسای شرکت لونمین با ما، درست مانند برخوردی است که با سگ هایشان  می کنند.». این را تامبولنی خونتا، 24 ساله می گوید و ادامه می دهد « هنگامی که شما در زیر زمین هستید، چون یک برده هستید و آنها ازحال ووضع تو چیزی نمی فهمند .» 
سیفیووگاکولا، 25  ساله کسی که گاهی تا 14 ساعت را بدون دریافت هیچ اضافه حقوقی در زیر زمین کار می کند، می گوید« این کار خطرناک است. گاهی تو می روی آن پائین و یک سنگ می افتد و تو میمیری...یک ماشین می آید و ترا زیر می کند و تو کشته می شوی.»، (آری، مرگ همیشه در کمین یک کارگر بویژه کارگر معدن است، معدن را اب می گیرد، معدن از جمع شدن گاز متان منفجر شده و تو مدفون می شوی، آخ... مترجم)، اوازاین قتل عام نفرت انگیز چنین یاد می کند « من هیچگاه چنین چیزی را ندیده بودم: انسانها را مانند جوجه ها به قتل رساندند. یکی از دوستان و رفقای من، ناپدید شده است. من نمی دانم که در بیمارستان باید دنبالش بگردم ؟یا در سردخانه؟ یا.... مرده شویخانه؟»
« معادن باید دولتی شوند. ما از جولیوس مالیما ، رهبر سازمان جوانان پشتیبانی می کنیم.الآن آنها شروع به تیراندازی به سمت ما کرده اند. اگر قرار است که امروزیکی کشته شود، بگذارید همه ما بمیریم. ما دیگر تمایلی به این زندگی نداریم و نمی خواهیم کار کنیم».

بیشرمی را تماشا کن که رهبریت کنفدراسیون کارگران آفریقا جنوبی(COSATU ) همچون رهبری حزب کمونیست آفریقای جنوبی، خشونت دولتی را محکوم نمی کنند، بلکه تا آنجا پیش می روند که اتحادیه جدا شده آمکو را محکوم می کنند. حزب کمونیست آفریقای جنوبی بیشرمانه خواستار بازداشت این رهبران اتحادیه ای شده است!
در حالی که پلیس اعتصاب کنندگان را به رگبار می بندد و به طرفشان آتش می گشاید، ستاره صبح، روزنامه حزب کمونیست آفریقای جنوبی کوشش می کند که کارگران را مسئول بداند و مستوجب محاکمه(17/8/2012)  چنین می نویسد « هنوز معلوم نیست  که اتهام مرگبار می تواند متوجه کارگران معدن در رابطه با پلیس باشد و یا نه » این نوشته یک روزنامه ای است که مدعی در طرف چپ ایستادن است! (البته برای ماکه در ایران بعد از انقلاب بهمن زندگی کرده ایم، این نوع گفته ها و نوشته ها تعجب ندارند. ما بیشرمیهای حزب توده ایران را داریم. با وجود فقط قتل 300 نفر از بهترین فرزندان کارگران و زحمتکشان درکردستان( شهرهای پاوه، مریوان، سنندج، دیزل آباد کرمانشاه، سقز و... بوسیله خلخالی، او کاندیدای  مورد نظرحزب توده می شد و بعد از فتوای جهاد بر علیه زحمتکشان، مردم کردستان و سازمانها یش البته چپ، « نیروهای مترقی و چپ  طّربچه های کله پوک امپریالیستی می شدند».- مترجم)

بدون هیچگونه تردیدی ما باید این یورش ددمنشانه و انسانکشانه دولت آفریقای جنوبی به کارگران معدن را محکوم نمائیم. و از مبارزه کارگران اعتصابی با تمام قوا  برای بدست آوردن حقوقی که بتوان با آن زندگی کرد و همچنین  ازخواست شان در رابطه با دولتی کردن معادن بعنوان یک پله و مرحله برای ملی کردن اقتصاد حمایت و پشتیبانی نمائیم. این در سیاست و اساسنامه آزادی خواهانه کنگره ملی آفریقای جنوبی هست، اکنون به جای زانو زدن در مقابل شرکت ها، اساسنامه خود را باید عملی کند. (تأکید از مترجم- حمید قربانی)
لینک منبع اصلی  مطلب- سایت دفاع از مارکسیسم- انگلیسی
http://www.marxist.com/south-african-miners-shot-dead.htm
ترجمه ای آزاد :حمید قربانی
27 آگوست 2012

مترجم
«... و همچنین  ازخواست شان در رابطه با دولتی کردن معادن بعنوان یک پله و مرحله برای ملی کردن اقتصاد حمایت و پشتیبانی نمائیم
این  توهم پراکنی در مورد دستگاه سرکوب یعنی دولت و حزب حاکم در آفریقای جنوبی که این چنین بی رحمانه کارگر می کشد، حمام خون راه می اندازد و همراه دیگر دولت های امپریالیستی خود را برای شرکت در خون ریزیهای بیشتر در کشور و قاره آماده می کند و باید بوسیله انقلاب قهرآمیز کارگران سرنگون گردد،  به باورمن، فقط از یک  فرد، جریان غیر انقلابی و غیر مارکسی لنینی می توان انتظار داشت. احزابی که هنوز به دولت بورژوائی توهم دارند می توانند ازچنین دولتی وچنین ملی شدن ها به دفاع برخیزند و حمایت نمایند. کلاسیک ها( مارکس، انگلس وبویژه لنین، بدرستی، بهترین دلیل کمونیست بودن یک جریان را، شیوه بر خورد چنین جریانی به دولت بورژوائی می دانستند. در نزد کارگران سوسیالیست، کارگران آگاه، دولت یک دستگاه سرکوب طبقاتی است. دولت وسیله سرکوب طبقه حاکمه بر علیه طبقه محکوم است. این مسئله درهم شکستن دولت بورژوائی تا آنجا برای مارکس و انگلس اهمیت داشت که از آن بعنوان تنها تغییر اساسی در مانیفیست کمونیست نام برده شد. این را دیگر نمی توان بهیچ عنوان لاپوشانی کرد که این نوع نگاه به دولت طبقاتی بورژوا امپریالیستی و آنهم دولتی چنین جنایتکار، خاک پاشیدن به چشم طبقه کارگر آفریقای جنوبی و در کل طبقه کارگر جهانی است. همواره گفته اند، در برخوردهای مشخص به وقایع مشخص است که ماهیت اصلی یک حزب و تشکل خود را نشان می دهد. ببینید، هنگامی که جنگ جهانی اول، که جنگی بود برای باز تقسیم جهان بوسیله امپریالیست های سرمایه دار اتفاق افتاد، سوسیال دمکراسی شقه شد و یک طرف به حمایت از چنین جنگی برخاست و طرف دیگر با اعلام اینکه جنگ ارتجاعی امپریالیستی، قابل پشتیبانی نیست که هیچ، بلکه باید جنگ خارجی را به جنگ داخلی تبدیل کرد و دولت بورژوائی را با یک انقلاب قهرآمیز پرولتری سرنگون نمود، صف خویش را جدا کرد. حالا در آفریقای جنوبی سرمایه دار، با دولت مداری حزب کنگره ملی آفریقای جنوبی، نیروهای  سرکوبگر این دولت به طرف کارگران آتش گشوده اند، کارگران را قتل عام کرده اند. حزب کنگره ملی آفریقای جنوبی، حزب طبقه حاکمه، حزب دارای قدرت سیاسی یعنی  حزب دولتی است و رهبرش، رئیس جمهور چنین دولت کشتارگری است. خود نویسنده نیز این را باور دارد واز زبان رهبر سابق جوانان کنگره ملی آفریقای جنوبی و کارگران بدرستی مینویسد که نیروی پلیس  به فرمان رئیس جمهور به طرف کارگران آتش گشوده  و آنها را چون جوجه ها به قتل رسانده است، ولی باز هم بوسیله این دولت، خواهان دولتی کردن و یا ملی کردن معادن و اقتصاد کشور می شود.نام چنین سیاستی را نیز سیاست مارکسیسم انقلابی می گذارد. انسان از یک طرف می ماند که "دم خروس را باور داشته باشد و یا قسم حضرت عباس را"، البته از این نوع بر خوردهای متوهمانه کم نبوده و نیستند. بعنوان نمونه، در زمستان 1355 بود که ما دانشجویان دانشگاه تبریز تحصن کرده بودیم و پلیس ضد شورش دولت دیکتاتوری سرمایه با خصلت امپریالیستی  و تجاوزگرانه شاه،  با باتوم به جان ما افتاده بود و دانشجویان هوادار حزب توده ی ایران که چند نفری در میان ما بودند، فریاد می زدند که «قانون اساسی مشروطیت را رعایت کنید». این نوع برخوردها به باورمن، هم آن زمان و هم بویژه اکنون بهیچ عنوان، افشاء گر چهره دولت سرکوبگر نیست، بلکه در بهترین حالت، توهم بیان کننده را نسبت به دولت و ندیدن دولت بعنوان دستگاه سرکوب  طبقه حاکمه بر علیه طبقه و طبقات محکوم و همچنین واقف نبودن به نقش قانون و قانونمداری در سیستم استثماری و انسانکش موجود اجتماعی که کلن باید نابود گردد تا "دولتی کردن و یا ملی کردن اقتصاد" و غیره حداقل مفهومی داشته باشد، است. دولت شورائی کارگران یعنی دیکتاتوری پرولتری، دولت برخاسته از دل یک انقلاب مسلحانه  کارگران است که لیاقت در اختیار گرفتن ابزار تولید بعنوان دولت اکثریت جامعه، تولید کنندگان دارد، آنهم در صورتی است که بوسیله شوراهای کارگری تحت کنترل باشد، واقعن به طور موقت. چون قرار است که خود دولت شورائی کارگران(دیکتاتوری پرولتاریا) به طریق اولی دولت موقت باشد، دولتی است که زمینه را برای اجتماعی شدن ابزار تولید و نابودی طبقات و مبارزه طبقات و منحل شدن دولت، بعنوان دستگاه سرکوب طبقاتی بطور کلی آماده می کند و نه دست بدست شدن دولت. یعنی چنین دولتی که به گفته کلاسیک ها «یک نادولت است» زمینه نابودی و اضمحلال خود را بوجود می آورد، نه هر دولتی که مثلن در اساسنامه و برنامه حزبی اش نوشته است که فلان و بهمان. دولت پرولتری به باور من، فقط از طریق کنترل کارگری، شوراهای کارگران کارخانه،شرکت ها می تواند مدعی سلب مالکیت از غاصبان یعنی سرمایه داران و دولت شان و برگرداندن آن به جامعه از طریق شوراهای واقعی کارگران گردد. الآن نیز ما نمی توانیم به نام دفاع از مارکسیسم انقلابی، سوسیالیسم کارگران و غیره در عوض اینکه ازابن  فاجعه برای آگاهی دادن و بالا بردن فهم و درک  طبقه کارگر استفاده کرده و ماهیت سرمایه دوستانه و دفاع جانه از منافع سرمایه داران حزب کنگره ملی آفریقائی جنوبی را برای کارگران افشاء نمائیم و این جریان ضد کارگر را رسوا کنیم و به کارگران کمک کنیم تا حزبی دیگر گونه، حزب نبرد طبقاتی کارگران بر علیه سرمایه داران و دولتشان و بر ضد همین حزب را ایجاد کنند، بیاآئیم بنام انقلابی و مارکسیست و سوسیالیست خاک بر چشم کارگران  بپاشیم و مدافع رهبر سازمان جوانان اش شویم و از دولتی شدن معادن در چنین دولتی و بوسیله چنین دولتی باشیم.. این می رساند که چنین جریان و جریاناتی خودشان خواهان انقلاب کارگران نیستند و جریاناتی رفورمیستی در لباس انقلابی بیش نیستند. کارگران آفریقای جنوبی مانند تمام همطبقه ای هایشان نباید هیچگونه توهمی نسبت به چنین دولت امپریالیستی و حزب حاکم اش داشته باشند.بر اساس تمامی واقعیات حاضر و تاریخجه مبارزاتی طبقه کارگر در آفریقای جنوبی و در جهان، طبقه کارگراین کشور جز اینکه خود را متشکل در سازمانها، نهادها وتشکلات طبقاتی توده ای و بویژه حزب کمونیستی اش با استراتژی و سیاست و برنامه ادامه مبارزه طبقاتی تا درهم شکستن دولت کنونی و ایجاد دولت شورائی خویش، ندارد. کارگران آفریقای جنوبی هیچگونه توهمی نسبت به این حرافان پیر و جوان نباید داشته باشند.البته و متأسفانه، چنین نگرش هائی امروزه نیز در احزاب و تشکلات با صطلاح کمونیستی و سوسیالیستی در ایران نیزکم نیستند. از احزاب و سازمانهای چپ و رادیکال و نیزجریانی بنام کمونیسم کارگری که در حال پشتیبانی از نیروهای ناتو بعنوان "دفاع از دموکراسی"  خیلی نزدیک ومشخص ان در تجاوز به لیبی و درحال پیاده کردن «انقلاب انسانی برای جمهوری انسانی» هست، که بگذریم، که پرداختن بدانها در حوصله این نوشته نیست و باید در جای دیگری مورد نقد و بررسی قرار گیرند. و اما، تشکل دیگری بنام اتحاد سوسیالیستی کارگری نیز امروزه خواهان واگذاری قدرت از طرف جمهوری اسلامی به ارگانها و نهادهای کارگران و زحمتکشان شده است. این تشکل در آخرین کنفرانس اش قطعنامه ای در رابطه با  اهداف واستراتژی طبقه کارگر در "جنبش جاری" به تصویب رسانده است که در بند آخر و بعنوان نتیجه گیری چنین می خوانیم «- تضعیف و پراکندن نیروهای سرکوبگر رژیم، فلج کردن عملی دستگاه اداری رژیم؛ و واداشتن رژیم به تسلیم و انتقال قدرت به نهادهای قدرت مستقیم کارگران و زحمتکشان، یا قیام و در هم شکستن رژیم موجود و بر قرار کردن قدرت کارگران و زحمتکشان.»، ( اهداف و استراتژی طبقه کارگر در جنبش جاری قطعنامه مصوب کنفرانس هشتم اتحاد سوسیالیستی کارگری- اوت 2011). این تذکر ضروری و لازم است که در هیچ جا از این قطعنامه از مبارزه قهرآمیز کارگران و زحمتکشان ایران، مبارزات مسلحانه، انقلاب مسلحانه،  قیام مسلحانه توده ای، جنگ داخلی ، جنگ انقلابی و نه از تشکیل حزب کمونیست کارگران و چگونگی تشکیل چنین حزبی وغیره نامی برده نشده است. این همه قرار است که اساس ان بوسیله شکل اصلی مبارزه کارگران یعنی اعتصابات اقتصادی و سیاسی انجام گیرد. مطلب را با دو عبارت از مارکس و انگلس پایان می دهم. آنها در سال 1850 و بعد از تجربه شکست طبقه کارگر اروپا و بویژه آلمان:«اگر کارگران آلمان بدون گذار کامل از یک پروسۀ رشد طولانی انقلابی قادر به گرفتن قدرت سیاسی و اجرای کامل منافع طبقاتی خودشان نیستند، حداقل این بار بطور مسلم می دانند که اولین پرده این درام انقلابی قریب الوقوع مقارن با پیروزی بلاواسطه طبقه شان در فرانسه خواهد بود و تا حد زیادی به وسیله آن تسریع خواهد گشت، ولی، آنها باید با درک روشنی از منافع طبقاتی خود، با اتخاذ هر چه سریعتر موضع مستقل حزبی خود، و با بستن راه عبارات سالوسانه خرده بورژوازی دمکرات، مبنی بر عدم نیاز به تشکیلات مستقل حزبی پرولتاریا، بخش عطیمی از پیروزی نهائی شان را خود به سرانجام برسانند. ندای جنگ آنها باید این باشد: "انقلاب مداوم".»، ( لندن، مارس 1850 مارکس- انگلس   گلیات آثار مارکس- انگلس به انگلیسی، جلد 10، صفحات 277-287- کتاب اتحادیه کمونیست ها... با مقدمه ای از جعفر رسا. تأکید از من است.
- باتوجه به پیشرفت عظیم صنایع بزرگ درطول بیست وپنج سال اخیروهمروندباآن پیشرفتهائی كه درزمینه حزبی طبقه كارگرصورت گرفته است ونیزباتوجه به تجارب عملی ناشی ازانقلاب فوریه وازآنهم بیشترتجارب عملی ناشی ازكمون پاریس {دولت انقلابی طبقه كارگركه درسال ١٨٧١ درپاریس بقدرت رسید.} كه درآن پرولتاریابرای اولین بارقدرت سیاسی راطی دوماه دردست داشت، برخی مواداین برنامه امروزكهنه شده است. كمون مخصوصا این مطلب را ثابت كردكه { طبقه كارگرنمیتواند صاف وساده ماشین دولتی حاضروآماده را تصاحب كند وآنرابرای تحقق اهداف خود بكاراندازد}(رجوع شودبه كتاب {جنگ داخلی درفرانسه پیام شورای
كل جمعیت بین المللی كارگران}، صفحه ١٩ چاپ آلمانی كه درآن این اندیشه كامل تربیان شده است.). علاوه براین بخودی خودروشن است كه انتقادازآثارسوسیالیستی برای امروزناقص است، زیرافقط تاسال ١٨٤٧رادربرمیگیرد. به همین سان روشن است كه موضعگیری كمونیست هادربرابراحزاب گوناگون اپوزیسیون (بخش چهارم ) باآنكه درخطوط اصلی خود، امروزنیزصحیح است، ازنظركاربردعملی كهنه شده، زیراوضع سیاسی بكلّی تغییركرده وسیرتاریخ ، بیشتراحزابی راكه درآنجا( بخش چهارم ) ازآنهایادشده ازمیان برده است.
امّا{مانیفست} یك سند تاریخیست كه مادیگرخودرامحق به تغییرآن نمیدانیم. شاید برای چاپ بعدی بتوان مقدمه ایتهیه كردكه فاصله میان سال ١٨٤٧ تاامروزرادربربگیرد. اقدام به تجدید چاپ كنونی {مانیفست} برای ماچنان غیرمترقبه بودكه فرصتی برای این كارباقی نمی گذاشت. كارل ماركس  فریدریش انگلس- مقدمه بر مانی فیست به زبان ،لمانی-٢٤ ژوئن ١٨٧٢ لندن. تأکید  از من است.


بعدالتحریر: بر طبق گزارش روزنامه ستاره  اکثریت کارگران به قتل رسیده اعتصابی معدن، بوسیله پلیس از پشت مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند. این را پزشک قانونی بعد از معاینه کارگران کشته شده اعلام نموده است. این حقیقت، گفتۀ پلیس را مبنی بر اینکه تیراندازی آنها با هدف دفاع از خود بوده است، را رد می کند. پلیس اعلام کرده که آنها بوسیله کارگران مسلح به چوب و چماق مورد حمله قرار گرفتند و آنها مجبور به تیراندازی شدند. همچنین بر طبق این گزارش که در تکس تلویوزیون سوئد درج شده است، 34 نفر کشته و 80 نفر از کارگران معدن زخمی شده اند. 27 آگوست 2012.

 


سرمایه جنایت کار است، دولت سرمایه داری جانی!

 

فجایع انسانی در جامعه سرمایه داری مرز نمی شناسند، هر جا که منافع سرمایه به خطر افتد، نیروهای سرکوبگر دولت های سرمایه، آتش می کشایند و بی مهابا کارگران را به رگبار می بندند و آنها را کشتار می کنند. در حالی که نیروهای نظامی مزدور سرمایه  در سوریه حمام خون راه انداخته اند و دارند تمرین یک جنگ جهانی سوم می بینند،امروز پنجشنبه 16 آگوست 2012 پلیس سرمایه، نیروی نطم آفریقای جنوبی،  بیش از3000 نفر از کارگران در آفریقای جنوبی که در معادن پلاتین دست به اعتصاب زده بودند را، به رگبار بستند و حمام خون راه انداختند. ببینید این دیگر پلیس دولت آپارتأئید سرمایه  نیست که چنین جنایت می آفریند، بلکه این نیروهای سرکوبگر دولت دموکراتیک  بورژوازی است که چنین جنایاتاتی را می آفرینند. در این یورش وحشیانه نیروهای نظم بر طبق خبرگزاری دولتی 18 پیکر کارگران در خون دیده شده اند. این کارگران فقط یک جرم دارند و آن استفاده از اعتصاب  بعنوان صلح آمیز ترین شکل مبارزه، تنها وسیله قانونی شناخته شده در جامعه سرمایه داری، برای بالابردن دستمزد بخور و نمیر و بهبود شرایط کار، البته جرمی بزرکتر از اینکه چرخ سرمایه را از کار بی اندازی یعنی سود اش را متوقف نمائی، سرمایه نمی شنسد. این یعنی امتیت ملی را بخطر انداختن، این یعنی اقدام بر علیه منافع ملی و...

کارگران معادن پلاتیندر آفریقا جنوبی  چندین روز است که برای رسیدن به خواست های اولیه خویش دست به اعتصاب زده بودند.  بر طبق اخبار و واقعیات روشن اول دولت سرمایه داری و صاحبان معادن که با شراکت سرمایه داران آمریکائی هستند، نخست کوشش کردند که از طریق اختلاف انداختن بین دو اتحادیه کارگری به مقصد شان یعنی در هم شکستن اعتصاب کارگران  برسند هنگامی که از این شیوه ضد کارگری و شناخته شده ی همیشگی ناامید شدند، دستور حمله را دادند. نوشته شده است که اول پلیس از تانگ های آبپاش و نارنجک های گاز اشک آور استفاده می کند، پس از اینکه کارگران را نمی تواند پراکنده نماید، آنها را به رگبار مسلسل  می بندند و حمام خون راه می اندازند.

 در هفته قبل یک روزپیش از اینکه خانم کلینتون وزیر امور خارجه دولت امپریالیستی آمریکا به ترکیه برای مشورت وصدور دستور حمله ارتش ترکیه و دادن سلاح های مختلف به مزدورانی که اسم شان را "ارتش آزادی سوریه" گذاشته اند که در اصل اسلامیون اجیر شده با پول عربستان سعودی و قطر و آموزش دیده سی آ می باشند، برای بیشتر شعله ورتر نمودن آتش و حمام خون  درسوریه، در میهمانی وزیر خارجه دولت آفریقای جنوبی در حال رقص نشان داده شد.  حال روشن می گردد شادی خانم کلیتون را علت چه بوده است. خانم کلینتون قول حمله و کشتار کارگران معدن را گرفته بود که چنان شاد می رقصید. تعداد دقیق زخمی و کشته های این یورش ددمنشانه مزدوران سرمایه امپریالیستی، هنوز نامعلوم است.

آری، سرمایه در بی رحمی و قساوت واقعن و حقیقتن نه مرز و نه ملیت و نه شکل دولت هیچکدام را برسمیت نمی شناسد، سرمایه فقط در فکر افزایش  سود و باز هم سود است. هر جا که این به خطر افتد سرمایه از آفریدن هر جنایتی رویگردان نیست، برایش فرق نمی کند که در ایران اسلام زده، در سوریه دیکتاتور منش یا در آمریکا دموکراتیک دارای مجسمه آزادی باشد یا آفریقای جنوبی با دولت دموکراتیک و ضد نژاد پرستی باشد. سرمایه کارگر سر به زیر و سود آور می خواهد و نه کارگر حق طلب و خواهان  حقوق اولیه خویش. این همه اثبات کننده این مسئله می باشد، کارگران فقط با مبارزه همه جانبه و با استفاده از همه اشکال مبارزه (سیاسی نظامی) تحت رهبری یک حزب متشکل از کارگران سوسیالیست می توانند حقوق خویش را از حلقوم این طبقه جنایت کار با سیستم انسانکش و با دولت های تا دندان مسلح  بیرون بکشند و گرنه کشتار و ددمنشی سرمایه و دولت اش را حدی و مرزی نیست. کارگران جهان متحد شوید، کارگران  همه کشورمتشکل و متحزب کمونیستی شوید که این راه رهائی ما طبقه کارگر است و گرنه باید در انتظار بربریت دامن گسترده تر باشیم. راهی نیست جز شعله ورتر مبارزه طبقاتی و ادامه آن تا برانداندختن دولت انسانکش و کارگر ستیز سرمایه و ایجاد دولت خودمان، برای ریشه کنی مالکیت خصوصی  بر ابزارتولید و پایه گذاری جامعه ای بر اساس مالکیت تمام آحاد جامعه، مالکیت اشتراکی.

حمید قربانی- 16- 8-2012

منبع خبر- تلویزیون دولتی سوئد

http://www.svt.se/nyheter/varlden/polisen-skot-mot-gruvarbetare-i-sydafrika


آقای جیکوب زوما و اشک تمساء!

 

آقای جیکوب زوما بدون اشاره بدین مسئله ، که فاجعه آفریده شده  بوسیله  نیروهای پلیس سرکوبگر دولت ایشان و به دستور وزیر پلیس در دولت آقای زوما انجام گرفته است که نمی توانست بدون صلاحدید با آقای زوما باشد، این را "فاجعه "می نامد. آقای زوما تلاش می کند که همچون قاضی بر مسند قضاوت بنشیند ، جنایتی را قضاوت نماید که خود دستور دهنده جنایت است و باید محاکمه گردد. آقای جیکوب زوما ها می توانند بدین سئوال جواب دهند که در مذاکرات با خانم کلینتون  چه گذشته بود که خانم کلینتون همچون از خود بیخود شده ی مست و پاتیل در ضیافت همتای خود یعنی وزیر امور خارجه دولت آقای زوما رقص تانگوی آفریقا ئی می رقصید؟ این نکته را تذکر دهم، صاحبان شرکت معدن لامین - ماریکانا فقط آفریقای جنوبی ای نیستند،بلکه سرمایه داران امپریالیستی آمریکائی و دیگران سرمایه گذارند و اصلن دفتر اصلی شرکت در لندن واقع است.

 نه، آقای زوما، شما و وزارای تان و بویژه وزیر پلیس دولت تان یعنی فرمان دهنده مستقیم حمله وحشیانه به کارگران اعتصاب کننده که فقط اندکی از ارزش افزوده خویش را می خواشستند و به قتل رساندن حداقل 36 نفر و زخمی نمودن 200 نفر، جنایتکارید و باید محاکمه شوید. (البته این را نیز بنویسم که قبلن و در زمان اقامت خانم کلکلیتون در پایتخت شما، در یک حمله دیگر 10 نفر از کارگران و دو نفر پلیس نیز زندگی خود را از دست داده بودند. )، اینکه،اگر امروز محاکمه نمی شوید، بروید به درگاه خدای ساخته شده ی خود دعا کنید و بدانید که فقط از کم قدرتی جنبش طبقه ما، طبقه کارگر هم در آفریقای جنوبی و هم در کل جهان است و اگر نه تا کنون کلون خانه تان را در آورده بودیم  و جای شما الآن سلول زندان بود و باید انتظار محاکمه به جرم جنایت علیه انسان تولید کننده نعم مادی می کشیدی، ولی افسوس که ما کارگران هنوز از تشکلات مبارز و انقلابی و بویژه حرب سوسیالیست کمونیست خویش محرومیم و نمی توانیم شما یان را به سزای اعمالتان برسانیم. شما در چنین شرایطی حق دارید زیرا که قدرت دارید، غاصب وسائل تولید ید و از خون ما تغذیه می نمائید و دولتی جنایتکار تا دنادن مسلح دارید، این است  علت اینکه زنده ماندهگان و جان بدرماندهگان  را زندان می کنید، به خانواده و کودکانمان فخر می فروشید و حتا به ما جواب درستی که چند نفر را کشتید، زخمی کردید و زندانی نمودید و اکنون دارید شکنجه می کنید نمی دهید. و اما، ما داریم به این حقیقت  بخوبی و به درستی واقف می شویم که قاتلانمان رنگ، ملیت، مذهب جداگانه با ما کارگران مقتول شده ، شکنجه شده و مورد تجاوز قرار گرفته و ایدز گرفته و معتاد شده و به فحشاء کشیده شده و روح  و جان تلف شده و در یک کلام استثمار شده  ندارند، آنها هم رنگ، هم ملیت، هم مذهب و هم نژاد ما هستند، آنها سرمایه دارند و فقط برای آنها چقدر سود باز هم سود یعنی هر چه بیشتر استثمار ما مطرح است و بس! ما یک چیز دیگر را نیز بخوبی از شما یادگرفتیم که رهائی ما فقط بدست خود ما میسر است. شما دشمن طبقاتی ما هستید و دشمن منافع طلب و سودجو و خون آشام چون داراکولای سیر نشدنی هم با ما مجلس رقص ندارد. شما ثروت و دولت دارید و ما فقط یک چیز آنهم اتحاد اتحاد اتحاد آگاهانه، تشکل و تحزبمان. ما واقف شدیم که فقط جنگ طبقاتی تعیین کننده است ونه چیز دیگری، ما انتقام  خونمان، رفقای کارگرمان را خواهیم گرفت،ولی به شیوه خودمان یعنی بنیاد حکمفرمائی شما، مالکیت خصوصی و شیوه کار مزدوری را نابود و لغو خواهیم کرد . این را نیز بخوبی آگاهیم  ومی دانیم که قبل ازآن و برای آن  باید کار دولت تان را با قیام مسلحانه توده ای  صلاح بدست بسازیم و حتمن بدانید که این کار را  میکنیم. شوخی نمی کنیم، همچنانکه شما ما را به رگبار بستید و شوخی  نکردید.  ما شمارا نیز که اکنون اسیر یک رابطه اجتماعی غیر انسانی هستید، اگر زنده ماندید آزاد خواهیم کرد.

لینک انترناسیونال- به زبانهای مختلف

http://www.youtube.com/watch?v=rbO5fbmpNrc

حمید قربانی

18-8 - 2012

 


محاکمه معدنچیان اعتصابی در آفریقای جنوبی برگزار شد -۲۰ - ۸ - ۲۰۱۲


آفریقای جنوبی؛ سرکوب شدید کارگران اعتصابی معدن -۱۷ - ۸ - ۲۰۱۲


آفریقای جنوبی؛ سرکوب شدید کارگران اعتصابی معدن -۱۷ - ۸ - ۲۰۱۲


 

آفریقای جنوبی؛ سرکوب شدید کارگران اعتصابی معدن -۱۶ - ۸ - ۲۰۱۲



آفریقای جنوبی؛ نه کشته در درگیری میان سندیکاهای معدن - ۱۴ - ۸ - ۲۰۱۲


Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player


آفریقای جنوبی؛ سرکوب شدید کارگران اعتصابی معدن ۲


۸ -۸ - ۲۰۱۲ آفریقای جنوبی- رقص کلینتون

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player




سلاح سرد و سلاح گرم کارگران


سلاح سرد وسلاح گرمِ کارگران
برای کارگران معدن پلاتینیوم آفریقای جنوبی

صدای گِزگِزِ مفصل‌گاهِ انگشتان،
مرا می‌خواند!
صدای خِرخِرِ ریه‌ها،
 زیرِ فشارِ کار،
مرا می‌خواند!
صدایِ پچ پچ در شبی
در اتاق‎های فکرِ شورشی،
مرا می‌خواند!
صدایِ معدن‌چی ها                                 
با ساتورها
و نیزه ها
در تپه‌های خشکِ بیابان
از اعماقِ سیاهی‌های آفریقا،
گُم نمی‌شود!
مرا می‌خواند!
نگاهِ انبوهِ بیابان
که سکوتش را
کوبشِ پتکِ تو می‌شکست،
مرا می‌خواند!

من اینجا در آسیای خود نشسته‌ام
و تو گزمه‌ها را
در آنجا
از فکر من،
 خبردار می‌ایستانی!
من اینجا، در آسیای خود نشسته‌ام
که چرخش نمی چرخد
گندمم آرد نمی شود
دستانم بی‌جان
رفیقِ آسیاگردانم هم مرده است!
اما در آفریقا
طاقتِ طاقِ مرا می‌خوانند!

رفقا!  گزمه‌ها،
 کم آورده‌اند
خنجر از پشت کِشنده
عقده‌ی جبروتِ سرمایه‌داران را بر زمین می‌ریزند!
و من اینجا با آسیایم، شهر به شهر می گردم
و می‌بینم
که از اعماقِ سیاهی های آفریقا
تا درونِ معدن‌های اروپا
اتاق‌های فکر شورشی
پچ پچ کنان
قرار به فردا می گذارند
قرار به فرو ننشستن ها
قرار می گذارند
تا گزمه‎ها کم بیاورند
تا سرمایه داران
عقده‎ی جبروت بر زمین ریزند
قرار می گذارند
تا من را فرا خوانند!   و تو را
و دسته دسته می میرند
آنهایی که کارگرند،
به رفعِ این استثمار
آنهایی که کارگرند،
دسته دسته
من را می خوانند و تو را،
و متحدانه
می میرند
 و آنهایی که زنده‌گی را همی در دست دارند
متحدانه، قرار می‌گذارند
که سلاح سردشان
ساتورها و نیازه هایشان را گرما ببخشند
برای آنکه گزمه ها کم آورند
برای آنکه سرمایه داران عقده ی جبروت بر زمین ریزند.
برای فردا
برای فروننشستن‌ها
برای آنکه من را فراخوانند و تورا
سلاحشان سردشان را گرما می‌بخشند.

علی سالکی
alitroleum@gmail.com


کمونیستهای انقلابی

http://www.k-en.com

  info@k-en.com

صفحه اول
آمار لحظه به لحظه جهان
Aab va hava